داستان هاروت و ماروت (قسمت دوم)
يکشنبه 8/10/1387 1:43 صبح| ندارد | دیدگاه
[تفسير آيه از نظر ما(علامه طباطبائي)]
اين بود اختلافات مفسرين، و اما آنچه خود ما بايد بگوئيم اين است که آيه شريفه- البته با رعايت سياقى که دارد- ميخواهد يکى ديگر از خصائص يهود را بيان کند و آن متداول شدن سحر در بين آنان است، و اينکه يهود اين عمل خود را مستند به يک و يا دو قصه مىدانند، که ميانه خودشان معروف بوده، و در آن دو قصه پاى سليمان پيغمبر و دو ملک بنام هاروت و ماروت در ميان بوده است.
پس بنا بر اين کلام عطف است بر صورتى که ايشان از قصه نامبرده در ذهن داشتهاند، و ميخواهد آن صورت را تخطئه کند، و بفرمايد جريان آن طور نيست که شما از قصه در نظر داريد، آرى يهود بطورى که قرآن کريم از اين طائفه خبر داده، مردمى هستند اهل تحريف، و دست اندازى در معارف و حقايق، نه خودشان و نه احدى از مردم نميتوانند در داستانهاى تاريخى بنقل يهود اعتماد کنند. چون هيچ پروايى از تحريف مطالب ندارند، و اين رسم و عادت ديرينه يهود است، که در معارف دينى در هر لحظه بسوى سخنى و عملى منحرف ميشوند، که با منافعشان سازگارتر باشد، و ظاهر جملات آيه بر صدق اين معنا کافى است.
و بهر حال از آيه شريفه بر مىآيد که سحر در ميانه يهود امرى متداول بوده، و آن را به سليمان نسبت ميدادند، چون اينطور مىپنداشتند، که سليمان آن سلطنت و ملک عجيب را، و آن تسخير جن و انس و وحش و طير را، و آن کارهاى عجيب و غريب و خوارقى که ميکرد، بوسيله سحر کرد، که البته همه آن معلومات در دست نيست، مقدارى از آن بدست ما افتاده، يک مقدار از سحر خود را هم بدو ملک بابل يعنى هاروت و ماروت نسبت ميدهند، و قرآن هر دو سخن ايشان را رد ميکند، و مىفرمايد: آنچه سليمان مىکرد، بسحر نميکرد و چطور ممکن است سحر بوده باشد، و حال آنکه سحر کفر بخدا است، و تصرف و دست اندازى در عالم بخلاف وضع عادى آنست،
__________________________________________________
1- سوره هود آيه 17
ترجمه الميزان، ج1، ص: 354
خداى تعالى عالم هستى را بصورتى در ذهن موجودات زنده و حواس آنها در آورده، آن وقت چگونه ممکن است سليمان پيغمبر اين وضع را بر هم زند؟ و در عين اينکه پيامبرى است معصوم، بخدا کفر ورزد با اينکه خداى تعالى در بارهاش صريحا فرموده: (وَ ما کَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لکِنَّ الشَّياطِينَ کَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ) و نيز مىفرمايد (وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ)، و چگونه ممکن است مردم بدانند که هر کس پيرامون سحر بگردد آخرتى ندارد، ولى سليمان اين معنا را نداند؟ پس سليمان مقامش بلندتر و ساحتش مقدستر از آنست که سحر و کفر بوى نسبت داده شود، براى اينکه خدا قدر او را در چند جا از کلامش، يعنى در سورههاى مکى که قبل از بقره نازل شده، چون سوره انعام و انبياء و نحل، و ص، عظيم شمرده و او را بندهاى صالح، و نبى مرسل خوانده، که علم و حکمتش داده و ملکى ارزانى داشت که احدى بعد از او سزاوار چنان ملکى نيست. چنين کسى ساحر نميشود، بلکه داستان ساحرى او از خرافات کهنهايست که شيطانها از پيش خود تراشيده، و بر اولياء انسى خود خواندند و با اضلال مردم و سحرآموزى به آنان کافر شدند و قرآن کريم در باره دو ملک بابل هاروت و ماروت ايشان را رد کرده، به اينکه هر چند سحر بآن دو نازل شد، لکن هيچ عيبى هم در اين کار نيست، براى اينکه منظور خداى تعالى از اينکار امتحان بود.
هم چنان که اگر شر و فساد را بدلهاى بشر الهام کرد، اشکالى متوجهش نميشود چون اينکار را باز بمنظور امتحان بشر کرده، و يکى از مصاديق قدر است، آن دو ملک هم هر چند که سحر بر آنان نازل شد، ولى آن دو به احدى سحر نمىآموختند، مگر آنکه مىگفتند: هوشيار باشيد که ما فتنه و مايه آزمايش توايم، زنهار، با استعمال بى مورد سحر کافر نشوى و تنها در مورد ابطال سحر و رسوا کردن ساحران ستمگر بکار بندى ولى مردم سحرى از آن دو آموختند که با آن مصالحى را که خدا در طبيعت و مجارى عادت نهاده بود فاسد ميکردند، مثلا ميانه مرد و زن را بهم ميزدند، تا شرى و فسادى براه اندازند، و خلاصه از آن دو سحرى مىآموختند که مايه ضررشان بود، نه مايه نفعشان.
آرشيوها
- قرآن [5]
اخلاق [3]
تاریخ [11]
اطلاعات عمومی [4]
سیاست [7]
اقتصاد
دنيا و ... [2]
ائمه [3]
اینترنت [2]
پزشکی
ورزش [7]
دانلود نرم افزار [2]
سينما [2]
اخبار [52]
روانشناسي [9]
ايرانشناسي
آموزش
نقد دين هاي نوظهور [2]
حکمت ها و لطيفه ها
نقد ادبي ،فرهنگي
مصاحبه [2]
نقد ورزشي [4]
نقد علمي
داستان پامبران
تاریخ و تمدن ایران [5]
همسر داری و ازدواج [2]
فرهنگ و لغت فارسي [2]
حوادث
آلبوم عکس [2]
طب گياهي
تازه ها
جامعه [9]
فروردين 1387 [3]
خرداد 1387
آذر 1387 [18]
دي 1387 [5]
اسفند 1387
فروردين 1388 [8]
ارديبهشت 1388 [16]
خرداد 1388 [2]
پيوندها
- پيمان دانلود
کبوترانه
عشق سرخ
حديث نفس
شب و تنهايي عشق
تا ريشه هست، جوانه بايد زد...
شب مهتابي
حـــکــمـــت آ بــــاد
اميدزهرا
حريم ياس
آبدارچي پارسي بلاگ
جاده خدا
خنده بازار
دانلود و آموزش ايرانيان
رادکام
نيازمندهايي رايگان
مثقال
ايران سهراب
هفته نامه نصير
بانک صوت و فيلم مذهبي
دانلود فيلم
پاتوق جوانان
کلمات قصار
حق را نمي توان انکار کرد

